اختلال شخصیت اسکیزوئید یکی از اختلالات پیچیده روان شناختی است که در دسته اختلالات شخصیتی «خوشه A» یا «غیرعادی» قرار می گیرد. افراد مبتلا به این اختلال اغلب به دلیل تجربه های منفی در دوران کودکی یا زمینه های ژنتیکی، به درون گرایی شدید، بی علاقگی به روابط اجتماعی و ناتوانی در برقراری روابط عاطفی نزدیک دچار هستند. اگر خود یا اطرافیانتان مشکوک به این اختلال هستید، تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید تا بتوانید درک صحیحی از ماهیت این اختلال، نشانه ها، ریشه های احتمالی و تأثیر آن بر روابط بین فردی، پیدا کنید و در نهایت با درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید آشنا شوید.
اختلال شخصیت اسکیزوئید چیست؟
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید علاقه ای به روابط اجتماعی نداشته و توانایی برقراری ارتباط نزدیک با دیگران را ندارند. این اختلال معمولاً در کسانی دیده می شود که سابقه خانوادگی اسکیزوفرنی یا اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارند، با این حال، نکته مهم این است که افراد مبتلا به این اختلال برخلاف مبتلایان به اسکیزوفرنی یا اختلال اسکیزوافکتیو، ارتباط خود را با واقعیت از دست نمی دهند. این اختلال اغلب همراه با بیماری های روانی دیگر دیده می شود. به طور مثال، تقریباً نیمی از مبتلایان دچار افسردگی اساسی هستند. این افراد می توانند در زندگی روزمره عملکرد طبیعی داشته باشند، اما ارتباطات معناداری با دیگران برقرار نمی کنند. آن ها معمولاً تنها هستند و ممکن است به خیالبافی های مفرط یا دلبستگی به حیوانات علاقه مند شوند. آنها اغلب در مشاغل انفرادی که برای دیگران دشوار است، مانند نگهبانی شبانه عملکرد خوبی دارند. شیوع اختلال شخصیت اسکیزوئید حدود ۳٫۱ تا ۴٫۹ درصد جمعیت است و به طور مساوی در میان زنان و مردان مشاهده می شود.
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، این اختلال در طبقه بندی خوشه A قرار دارد، که شامل اختلالات شخصیتی «عجیب و غریب» یا «غیرعادی» می باشد. دو اختلال دیگر در این خوشه، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و اختلال شخصیت پارانویید هستند. کناره گیری و ناهماهنگی اجتماعی، ویژگی های بارز این خوشه اند.
علایم اختلال شخصیت اسکیزوئید
برای تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید، روان پزشک از معیارهای مشخصی استفاده می کند. ملاک اصلی، وجود یک الگوی پایدار کناره گیری از روابط اجتماعی، بی علاقگی عمومی به تعامل با دیگران و بروز محدود احساسات است.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید باید حداقل چهار مورد از ویژگی های زیر را داشته باشند:
- نداشتن تمایل یا لذت در روابط نزدیک، حتی با خانواده
- علاقه شدید به فعالیت های انفرادی؛
- دشواری در بیان احساسات
- نوسان عاطفی کم یا بدون تغییر آشکار در حالت روحی
- لذت بردن از تعداد اندکی از فعالیت ها یا هیچ کدام
- کمبود انگیزه و هدف های زندگی
- بی علاقگی یا بی تفاوتی نسبت به مسائل جنسی
- ناتوانی در لذت بردن از فعالیت های روزمره
- نداشتن دوستان صمیمی یا افراد مورد اعتماد
- بی تفاوتی نسبت به تحسین یا انتقاد
- سردی عاطفی، بی احساسی یا نبود واکنش های هیجانی
برای تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید، علائم باید از اوایل بزرگسالی آغاز شده و به صورت مداوم ادامه داشته باشند. از آنجا که اختلالات شخصیت معمولاً در پایان کودکی یا آغاز نوجوانی شروع می شوند، بررسی تاریخچه زندگی فرد بسیار مهم است.
آیا اختلال شخصیت اسکیزوئید همان اسکیزوفرنی است؟
خیر. مانند سایر اختلالات شخصیت، اختلال شخصیت اسکیزوئید یک الگوی رفتاری مادام العمر است و فرد به طور معمول از آن رنج نمی برد یا آن را مشکل نمی داند. در مقابل، اسکیزوفرنی معمولاً در اوایل بزرگسالی آغاز می شود و موجب رنج شدید در فرد می شود.
با اینکه هر دو اختلال در ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی و اجتماعی مشترک اند، اما افراد مبتلا به اختلال اسکیزوئید دچار توهم، پارانویا یا افکار تحریف شده نیستند.
همچنین اختلال شخصیت اسکیزوئید باید با سایر اختلالات روانی مانند اختلال طیف اوتیسم، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و اختلال شخصیت اجتنابی تفاوت های زیر را دارد:
- اوتیسم:رفتارهای تکراری و ناتوانی شدید در برقراری ارتباط اجتماعی در آن بیشتر دیده می شود.
- اسکیزوتایپی:افکار عجیب و ادراکات تحریف شده دارد.
- اجتنابی:افراد به دلیل ترس از طرد یا تحقیر، از روابط اجتماعی دوری می کنند نه بی علاقگی واقعی.
علت بروز اختلال شخصیت اسکیزوئید چیست؟
علت دقیق ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید هنوز به طور کامل شناخته نشده است، اما پژوهش های موجود چندین احتمال را مطرح کرده اند که هرکدام می توانند در بروز این اختلال نقش داشته باشند. یکی از این عوامل، زمینه های ژنتیکی است. داشتن یکی از اعضای خانواده مبتلا به اسکیزوفرنی نیز می تواند احتمال ابتلا به این نوع اختلال شخصیتی را افزایش دهد.
تجربیات دوران کودکی نیز می توانند تأثیر بسزایی در شکل گیری یا تشدید اختلال شخصیت اسکیزوئید داشته باشند. کودکانی که در محیط های بی ثبات یا بدون حمایت عاطفی رشد می کنند، کسانی که از سوی مراقبان خود بی توجهی دیده اند یا در معرض سوءاستفاده های جنسی یا عاطفی قرار گرفته اند، ممکن است دچار مشکلاتی مانند عدم اعتماد به دیگران، عزت نفس پایین و کناره گیری از اجتماع شوند. این آسیب های روانی در دوران حساس رشد، می توانند زمینه ساز مشکلات شخصیتی عمیق تری در بزرگسالی شوند.
از دیگر عوامل خطر، می توان به بیماری ها، ضایعات یا ناهنجاری های مغزی اشاره کرد. مطالعات نشان داده اند که آسیب به برخی از نواحی مغز که مسئول پردازش عاطفی یا عملکرد اجتماعی هستند، می تواند خطر ابتلا به این اختلال را افزایش دهد.
مشکلات مربوط به رشد نیز در این میان نادیده گرفته نمی شوند. تولد زودرس، وزن کم هنگام تولد و سایر مشکلات مربوط به رشد جنینی از جمله عواملی هستند که می توانند بر رشد روانی و اجتماعی کودک تأثیر منفی بگذارند.
همچنین شرایط اقتصادی-اجتماعی نامناسب، مانند سوء تغذیه در دوران رشد، ممکن است به طور غیرمستقیم در افزایش خطر بروز این اختلال مؤثر باشند.
افراد معروف اسکیزوئید
برخی تحلیل گران روان شناسی و مورخان بر اساس سبک زندگی و رفتارهای عمومی برخی چهره های معروف تاریخی، گمانه هایی درباره شباهت آنان به اختلال شخصیت اسکیزوئید مطرح کرده اند. از جمله این افراد می توان به آلبرت اینشتین اشاره کرد؛ فیزیکدان برجسته ای که گرچه نابغه بود، اما به شدت درون گرا و از لحاظ اجتماعی محدود به نظر می رسید. همین ویژگی ها باعث شده برخی او را فردی با ویژگی های اسکیزوئید بدانند.
شاعر آمریکایی قرن نوزدهم، امیلی دیکینسون، نیز بیشتر عمر خود را در انزوا گذراند و آثارش به وضوح بازتاب دهنده دنیای درونی، خلوت و شخصی او هستند.
وینسنت ون گوگ، نقاش مشهور هلندی، از دیگر چهره هایی است که در تحلیل های روان شناختی، ویژگی های اسکیزوئیدی به او نسبت داده شده است. او اغلب منزوی بود، دچار نوسانات روحی شدید می شد و تعاملات اجتماعی محدودی داشت.
همچنین فرانتس کافکا، نویسنده مشهور آلمانی زبان، در آثار و سبک زندگی اش ویژگی های بارز انزوا، حساسیت درونی و بی میلی به تعاملات اجتماعی دیده می شود.
لازم به ذکر است که هیچ یک از این افراد به طور رسمی توسط متخصص روان پزشکی با اختلال شخصیت اسکیزوئید تشخیص داده نشده اند و بررسی های انجام شده بیشتر بر پایه تحلیل های تاریخی صورت گرفته است.
ازدواج با اختلال شخصیت اسکیزوئید
ازدواج با فردی مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید می تواند تجربه ای چالش برانگیز باشد. افراد اسکیزوئید به طور معمول تمایل دارند که از روابط صمیمی فاصله بگیرند و هرگاه احساس کنند در معرض نزدیکی بیش از حد یا وابستگی عاطفی هستند، به طور ناگهانی عقب نشینی می کنند. این الگو باعث می شود که شریک زندگی آن ها احساس سردی، بی توجهی و حتی طرد شدن داشته باشد.
با این حال، ازدواج با یک فرد اسکیزوئید غیرممکن نیست، به ویژه اگر ویژگی های این اختلال در طیف خفیف تا متوسط قرار داشته باشد. درک ماهیت این اختلال و داشتن انتظارات واقع بینانه می تواند به بهبود ارتباط کمک کند.
مهم است که بدانیم فرد اسکیزوئید ممکن است نیاز به فضا و زمان برای خود داشته باشد و فشار بیش از حد برای نزدیکی، نتیجه معکوس خواهد داشت.
در این نوع ازدواج، ارتباط مبتنی بر احترام به حریم شخصی، گفت وگوی بدون اجبار، و تلاش برای حفظ استقلال دو طرف از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
نحوه برخورد با شخصیت اسکیزوئید
تعامل با فردی که دارای شخصیت اسکیزوئید است، به مهارت، صبوری و درک عمیق نیاز دارد. افراد اسکیزوئید معمولاً با ترکیبی از نیاز به ارتباط و ترس از صمیمیت عمیق روبه رو هستند.
اگر با یک فرد اسکیزوئید در ارتباط هستید، مهم است که میزان شدت اسکیزوئیدی بودن او را بسنجید. آیا سابقه رابطه بلندمدت دارد؟ آیا تمایل به حفظ ارتباط دارد؟
گفت وگو درباره نحوه حل اختلافات پیش از وقوع تنش ها بسیار مفید است. می توان قوانین مشخصی برای مشاجره، مثل فریاد نزدن و قطع نکردن حرف طرف مقابل را وضع کرد.
نکته مهم دیگر این است که فرد اسکیزوئید نیاز به فضای شخصی دارد. اصرار برای دریافت پاسخ، فشار برای گفت وگو یا ارسال پیام های مکرر، او را بیشتر عقب خواهد راند.
به جای آن، تلاش کنید احساسات خود را بیان کنید، بدون آنکه الزاماً انتظار واکنش متقابل داشته باشید.
درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید چگونه است؟
برقراری رابطه ای مبتنی بر احترام و همکاری میان بیمار و پزشک در موارد ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید معمولاً دشوار است، زیرا فرد مبتلا تمایل چندانی به ارتباط یا مشارکت نشان نمی دهد. به منظور ایجاد این ارتباط و ترغیب بیمار به همکاری در روند درمان، پزشک ممکن است گفت وگو را با موضوعاتی آغاز کند که برای بیمار جذاب باشند؛ به ویژه فعالیت هایی که نیاز به تعامل اجتماعی ندارند.
اصول کلی درمان اختلالات شخصیت، از جمله اسکیزوئید، به شرح زیر است:
- کاهش رنج و ناراحتی روانی
- کمک به بیمار برای درک این نکته که مشکلاتش ریشه در درون خود او دارد، نه در شرایط بیرونی یا دیگران
- اصلاح ویژگی های شخصیتی مشکل ساز
در حال حاضر، داده های علمی کمی درباره اثربخشی داروها یا روان درمانی در درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید در دسترس است. با این حال، درمان شناختی-رفتاری (CBT) که بر آموزش مهارت های اجتماعی جدید تمرکز دارد، مانند شناخت حالات چهره و زبان بدن، می تواند تغییرات مثبتی در فرد مبتلا ایجاد کند.
مدیریت این اختلال به طور خاص چالش برانگیز است، زیرا افراد مبتلا اغلب انگیزه ای برای تغییر ندارند. این موضوع درمان را کند یا حتی غیرممکن می سازد، مگر آنکه بیمار خود احساس نیاز به تغییر را تجربه کند.
توجه: اطلاعات ارائه شده در این متن صرفاً جنبه اطلاع رسانی دارد و نباید جایگزین تشخیص یا درمان حرفه ای توسط پزشک یا متخصص سلامت روان در نظر گرفته شود. خوددرمانی یا خودتشخیصی توصیه نمی شود.
چرا افراد مبتلا به این اختلال به دنبال درمان نمی روند؟
این اختلال به صورت «ایگو-سینتونیک» تجربه می شود؛ یعنی فرد آن را ناسازگار با خود یا مشکل زا نمی داند. افراد مبتلا متوجه تفاوت خود با دیگران هستند اما این موضوع برایشان ناراحت کننده یا نگران کننده نیست.
معمولاً در صورتی به دنبال درمان می روند که اطرافیان، خانواده یا همکاران آن را پیشنهاد کرده باشند.
شروع مسیر درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید با درمانگر حرفه ای
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید اغلب در سکوت، با دنیایی درونی پرتنش و روابطی سرد و گسسته زندگی می کنند. هرچند در نگاه نخست ممکن است این شیوه ی زیستن را خودخواسته و بدون درد بدانند، اما تأثیرات انکارناپذیر آن بر کیفیت زندگی و ناتوانی در برقراری روابط انسانی معنا دار، دیر یا زود آشکار می شود.
در چنین شرایطی، مراجعه به متخصصی آگاه و با تجربه، می تواند آغازگر مسیری تازه باشد.
در تهران، مطب دکتر حامد اکبری یکی از مراکز معتبر و حرفه ای در حوزه روان درمانی اختلالات شخصیت است که به مبتلایان به اختلالات روانی مشاوره تخصصی می دهد و برنامه درمانی متناسب با نیاز فرد مبتلا را ارائه می کند.
برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره های درج شده در سایت تماس بگیرید.
