آیا با کسی در ارتباط هستید که همیشه خود را مهم تر از دیگران می داند، کوچک ترین انتقاد او را آشفته می کند، و مدام نیاز دارد دیده شود و مورد ستایش قرار گیرد؟ اگر چنین ویژگی هایی را در کسی دیده اید ، ممکن است با اختلال شخصیت خودشیفته یا مواجه باشید. این اختلال یکی از پیچیده ترین اختلالات شخصیت است که افراد مبتلا خود را پشت نقاب اعتمادبه نفس کاذب، موفقیت و جذابیت پنهان می کنند، اما زیر این نقاب، واقعیتی شکننده دارند. در ادامه ی این مقاله، با نشانه ها، علل، چالش ها، ضعف های پنهان، و حتی فرصت های درمانی این اختلال بیشتر آشنا خواهید شد. اگر می خواهید بفهمید چه چیزی در دل یک فرد خودشیفته می گذرد و چطور می توان به آن ها کمک کرد، ادامه مطلب را از دست ندهید.

اختلال شخصیت خودشیفته چیست؟

اختلال شخصیت خودشیفته به انگلیسی (narcissistic personality disorder) می باشد و یک اختلال عمیق شخصیتی است که در آن فرد از عزت نفس پایین و حساسیت شدید نسبت به انتقاد رنج می برد. این ویژگی ها در کنار تحسین افراطی از خود، غرور زیاد و اعتمادبه نفس کاذب نمود پیدا می کنند. این اعتمادبه نفس نمایشی، در واقع ابزاری برای جبران کمبود عزت نفس درونی آن هاست. همچنین این افراد معمولاً نمی توانند احساسات و وضعیت روحی دیگران را به خوبی درک کنند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته تمایل دارند خود را فردی برجسته و خاص نشان دهند. آن ها اغلب موفقیت های شغلی خود را برجسته می کنند و به وضعیت اجتماعی خود حساس هستند. در این مسیر، اغلب توانایی هایشان را بیش از حد واقعی ارزیابی می کنند یا بهتر از آنچه واقعاً هستند، جلوه می دهند. همچنین تمایل دارند دروغ بگویند تا توجه و تأیید دیگران را جلب کنند یا خواسته های خود را به کرسی بنشانند. این افراد به دلیل نداشتن توانایی همدلی، با دیگران طوری رفتار می کنند که خودشان دوست ندارند با آن ها رفتار شود. مثلا دیگران را استثمار می کنند یا از روی حسادت، موفقیت هایشان را تخریب می کنند.

مثال موردی از زندگی مایکل، فردی با اختلال شخصیت خودشیفته

مایکل باور داشت که انسان ویژه ای است. او خود را فردی باهوش، خوش قیافه و بسیار موفق در کار می دانست که دوستان و آشنایان زیادی دارد و همیشه با زنی جذاب در رابطه ای جدی است. او از کودکی فکر می کرد که شایستگی اش بیشتر از چیزی است که به دست آورده! وقتی برای یک شغل به عنوان سردبیر روزنامه درخواست داد، نوشت: «من به شدت بااستعدادم. مطمئنم که در این موقعیت دستاوردهای بزرگی خواهم داشت و به زودی استاندارد جدیدی در این منطقه ایجاد می کنم.» او اگرچه در کارش عملکرد خوبی داشت، اما به اندازه ای که خودش فکر می کرد برجسته نبود.

خیلی زود میان همکاران و کارکنانش فردی منفور شد. آن ها او را متکبر، مغرور و خودمحور می دانستند. مایکل اغلب از نقشه های بزرگ و غیرواقعی اش حرف می زد، دیگران را فریب می داد، گاه دچار خشم می شد و اگر کاری خراب می شد، مسئولیت آن را نمی پذیرفت. اگر کسی کوچک ترین انتقادی از او می کرد، خشمگین می شد و مطمئن بود که آن فرد فقط از روی حسادت این حرف را زده است.

در نگاه اول، مایکل فردی جذاب و اجتماعی به نظر می رسید. اما از جذابیتش فقط برای بهره برداری از دیگران استفاده می کرد. روابطش سطحی بود؛ خیلی زود از شریک عاطفی اش خسته می شد، با بی احساسی آن رابطه را پایان می داد و دلبسته کسی نمی شد، مگر آن که برای رسیدن به اهدافش مفید بودند.

علائم اختلال شخصیت خودشیفته

بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM)، افراد مبتلا دید اغراق آمیزی از میزان اهمیت وجودی خود دارند. این اختلال معمولاً از نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود. برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته، دست کم 5 مورد از معیارهای زیر باید وجود داشته باشد:

  • بزرگ نمایی دستاوردها و استعدادها یا انتظار تأیید و تحسین بی قید و شرط.
  • مشغولیت ذهنی با خیالات مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، درخشش، زیبایی یا عشق ایده آل.
  • باور به خاص و منحصربه فرد بودن و انتظار درک یا ارتباط فقط با افراد خاص یا برجسته.
  • نیاز افراطی به تحسین دیگران.
  • داشتن احساس استحقاق بالا؛ انتظار غیرواقع بینانه برای رفتار خاص یا پاسخ خودکار به خواسته ها.
  • رفتار استثمارگرانه در روابط بین فردی؛ استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف خود.
  • حسادت نسبت به دیگران یا باور به حسادت دیگران نسبت به خود.
  • رفتار یا نگرش متکبرانه و مغرورانه.

فراوانی اختلال شخصیت خودشیفته در مردان

برآورد می شود کمتر از یک درصد جمعیت به اختلال شخصیت خودشیفته مبتلا باشند. شاید جالب باشد بدانید حدود ۷۵٪ مبتلایان به این اختلال مرد و ۲۵٪ زن هستند. این اختلال اغلب همراه با اختلال شخصیت مرزی (Borderline) دیده می شود.

نقطه ضعف افراد خودشیفته چیست؟

افراد خودشیفته اغلب پشت چهره ای پر از اعتمادبه نفس و برتری طلبی پنهان می شوند. با این حال، وقتی این ظاهرشان “شکسته شود”، ضعف هایشان نمایان می شود که می تواند کل شخصیتشان را زیر سؤال ببرد. در ادامه با نقطه ضعف افراد خودشیفته بیشتر آشنا می شوید:

  • ظاهر پرقدرتی دارند، اما اگر کسی بتواند بترا بشکند، اعتمادبه نفسشان به شدت آسیب پذیر می شود و فرو می ریزند.
  • توانایی حفظ روابط نزدیک و پایدار را ندارند، زیرا نمی توانند آسیب پذیری یا ضعف هایشان را به راحتی نشان دهند.
  • از خودکاوی و روبه رو شدن با نقاط ضعف درونیاشان اجتناب می کنند، چون تهدیدی برای تصویر ایده‌آل اشان است.
  • به شدت نسبت به انتقاد حساس اند؛ حتی نقدهای کوچک را حمله ای بزرگ تلقی می کنند و ممکن است واکنش های احساسی شدید داشته باشند.
  • جایگاه اجتماعی برایشان مهماست؛ اگر حس کنند که دیگر در مرکز توجه یا در رتبه بالا نیستند، دچار ترس و نگرانی می شوند.
  • از قدردانی پرهیز می کنند، چون این کار را نوعی پایین آمدن از جایگاه بالاتر خود تلقی می کنند.
  • تصور مرگ یا فناپذیری برای آن ها بسیار ترسناک است، زیرا یادآوری می کند که در نهایت مانند دیگران هستند و کنترلی بر مرگندارند.

علت اختلال شخصیت خودشیفته

در مورد این اختلال نیز مانند بسیاری از دیگر اختلالات روانی، باور بر این است که ترکیبی از عوامل ژنتیکی، روانی و محیطی در بروز آن نقش دارند. این اختلال می تواند در نتیجه رفتارهای والدین شکل بگیرد؛ به ویژه زمانی که والدین به فرزند خود توجه و تأیید کافی نمی دهند، همدلی ندارند یا او را بیش از حد تحت فشار قرار می دهند. در چنین شرایطی، فرد برای کسب تأیید و توجه، رفتاری را در پیش می گیرد که طی آن مدام توانایی های خود را برجسته می کند و سعی دارد خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد.

در نظریه ی رفتاردرمانی شناختی، فرض بر این است که علت اختلال شخصیت خودشیفته این می باشد که فرد در سال های نخست زندگی بیش از حد مورد محبت یا ستایش قرار گرفته است. برای مثال، والدین ممکن است او را «بی نقص» دیده باشند و مدام تحسینش کرده باشند. این تجربه ها باعث می شود فرد تصویری از خود به عنوان «فردی خاص» شکل دهد و توانایی های خود را بیش از اندازه ارزیابی کند.

ازدواج با افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته

روابط و ازدواج با فردی دارای اختلال شخصیت خودشیفته می تواند با چالش ها و مشکلات عمیقی همراه باشد. اما این به معنای آن نیست که ازدواج با چنین فردی غیرممکن است. واقعیت این است که بسته به شدت اختلال، میزان خودآگاهی فرد مبتلا، و تمایل او به پذیرش درمان، می توان بهبودهایی در رابطه ایجاد کرد.

معمولا همسر خودشیفته نیازها و احساسات خود را در اولویت قرار می دهد و احساسات یا نگرانی های فرد مقابل خود را نادیده می گیرد. این بی توجهی مداوم باعث می شود شریک مقابل احساس بی اهمیتی، تنهایی و طردشدگی کند.

خیانت نیز یکی دیگر از مشکلات رایج در این روابط است. فرد خودشیفته برای جلب توجه و تحسین، اغلب به دنبال ارتباطات خارج از ازدواج می رود. او ممکن است احساس کند که حق دارد برای تأمین خواسته هایش به دیگران روی بیاورد.

رفتارهای «گس لایتینگ» (تحریف واقعیت) نیز در این روابط بسیار دیده می شود. فرد خودشیفته ممکن است با انکار واقعیت یا تحریف آن، باعث شود همسرش به درک، حافظه یا سلامت روان خود شک کند.

احساس بی ارزشی یکی دیگر از پیامدهای رایج این نوع روابط است. فرد خودشیفته با تحقیر، انتقاد مداوم و کوچک شمردن شریک خود، باعث تضعیف عزت نفس او می شود. قربانی به مرور حس می کند که هویتش را از دست داده و فقط در حال تلاش برای راضی نگه داشتن طرف مقابل است.

کنترل گری نیز یکی از ویژگی های بارز این اختلال در روابط است. فرد خودشیفته ممکن است ابتدا به طور نامحسوس، سپس به طور مستقیم رفتار، روابط، مالی و حتی افکار شریک زندگی اش را کنترل کند. هدف او، وابسته سازی کامل همسر و جلوگیری از هرگونه نفوذ بیرونی است.

مردان خودشیفته عاشق چه زنانی میشوند؟

اگر این سوال برایتان پیش امده که افراد خودشیفته جذب چه کسانی می شوند ادامه مطلب را از دست ندهید.

مردان دارای اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً جذب زنانی با اعتمادبه نفس بالا با استقلال شخصی و موفق می شوند. این زنان به ظاهر، اعتماد به نفس بالایی دارند، قاطعانه رفتار می کنند و معمولاً در روابط خود مرزهای مشخصی دارند. برای یک نارسیست، چنین زنی در ابتدا مانند یک «جایزه ی باارزش» به نظر می رسد که با تصاحب او می تواند حس برتری و ارزشمندی خود را تقویت کند.

با این حال، در ادامه رابطه، نارسیست تلاش می کند این زن قوی را کنترل کند تا حس برتری خودش حفظ شود. آن ها اغلب با تحسین و محبت شدید وارد رابطه می شوند، اما سپس از تکنیک هایی مثل انتقاد، گس لایتینگ، و تحقیر استفاده می کنند تا اعتمادبه نفس زن را کاهش دهند.

زنانی که در گذشته تجربه ی بی توجهی عاطفی یا والدین خودشیفته داشته اند، ممکن است ناخودآگاه به چنین الگوهایی جذب شوند. آن ها ابتدا رابطه را چالشی و حتی هیجان انگیز می بینند، اما به تدریج در چرخه وابستگی عاطفی و تلاش برای کسب تأیید گرفتار می شوند.

چالش های درمان شخصیت خودشیفته

از آنجا که این افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته خود را ویژه و برتر می دانند و علاقه ای به زیر سؤال رفتن این تصویر ندارند، درمان آن ها دشوار است. یکی دیگر از چالش ها این است که آن ها انتظار رفتار خاص و متفاوتی از سوی درمانگر دارند. همچنین، تمایل دارند درمانگر را گاهی تحسین کنند و گاهی نیز او را تحقیر کرده یا با حسادت به او بنگرند. یکی از ویژگی های بارز این افراد، تلاش برای دست کاری رفتار درمانگر است. بنابراین، مهم است که نیازهای اصلی این بیماران شناسایی و مورد توجه قرار گیرد، در عین حال، مرزهای مشخص و قوانین روشنی نیز برقرار شود.

درمان اختلال شخصیت خودشیفته

درمان اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، روان درمانی است. با این حال، افراد مبتلا به ندرت خودخواسته وارد درمان می شوند. اغلب، دلیل اصلی مراجعه به درمان، مشکلات روانی دیگر مانند افسردگی است. در ادامه با روش های درمان اختلال شخصیت خودشیفته بیشتر آشنا می شوید:

روان درمانی تحلیلی

در این شیوه، درمانگران با استفاده از تفسیرهای روان تحلیلی، تلاش می کنند به بیمار نشان دهند که خودبزرگ بینی اش در واقع نوعی دفاع در برابر احساساتی مثل خشم و حسادت است. این روش معمولاً با مقاومت شدید بیمار مواجه شده و ممکن است منجر به قطع زودهنگام درمان شود. در این روش، رویکرد حمایت گرانه مؤثرتر می باشد. چراکه درمانگر حتی در برابر تحقیر یا ستایش افراطی بیمار، رفتاری محترمانه و همدلانه دارد تا بیمار کم کم احساس ارزشمندی واقعی را تجربه کرده و دیگر وابسته به تحسین بیرونی نباشد.

رفتاردرمانی شناختی

در رفتاردرمانی شناختی، مهم است که بین درمانگر و بیمار رابطه ای محترمانه و بدون قضاوت برقرار شود. در این روش، روی مشکلات واقعی و مشخص زندگی بیمار تمرکز می شود تا با کمک آن ها، الگوهای فکری و رفتاری اشتباه شناسایی و اصلاح شوند. مثلاً بیمار یاد می گیرد که لازم نیست همیشه کامل باشد تا احساس ارزشمندی کند، و می تواند عزت نفسش را بدون توجه بیش از حد به نظر دیگران بسازد. همچنین، تفکر صفر و صدی او تغییر می کند و به جای آن، دیدگاه های منطقی تر و متعادل تری جایگزین می شود.

دارودرمانی

دارودرمانی به تنهایی برای درمان اختلال شخصیت خودشیفته توصیه نمی شود، مگر اینکه اختلالات روانی دیگری مثل افسردگی نیز هم زمان وجود داشته باشد.

درمان اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است!

در حالی که درمان اختلال شخصیت خودشیفته چالش های جدی دارد، اما این به معنای ناتوانی در درمان نیست. اگر فرد مبتلا واقعاً بخواهد تغییر کند و به خودآگاهی برسد، درمان های روان درمانی می توانند بسیار مؤثر باشند. دکتر حامد اکبری، روان درمانگر مجرب و متخصص درمان اختلالات شخصیت در کلینیک تخصصی روان شناسی در تهران، با استفاده از روش های علمی، به مراجعانی که با اختلال شخصیت خودشیفته درگیر هستند کمک می کند تا مسیر درمانی مؤثر و لذتبخشی را طی کنند. اگر شما یا یکی از اطرافیانتان نشانه هایی از این اختلال دارید، اقدام به موقع برای درمان می تواند تفاوتی بزرگ در کیفیت زندگی و روابط تان ایجاد کند.

نظر خود را بنویسید

جناب آقای دکتر حامد اکبری آموزش ها، تالیفات، مطالعات و تحصیلات خود را در مقطع دکترای تخصصی روانشناسی بالینی-سلامت و روانکاوی از دانشگاه تهران داشته اند و با بیش از ۱۰ سال تجربه حرفه ای موفق در زمینه درمان انواع اختلالات روانی، روان تنی و به ویژه انواع اختلالات شخصیت Personality Disorders رشد و توسعه توانمندی های فردی، استعداد یابی بهبود کیفیت روابط عاطفی و زوج درمانی مشغول به فعالیت می‌باشند.

آدرس: تهران، فردوس غرب، بلوار ناصر حجازی تقاطع سازمان برنامه، ساختمان لاله واحد ۵، کلینیک نیک مهر

شماره تماس

آدرس: تهران، سعادت آباد، بلوار دریا، خیابان موج، خیابان توحید پنجم، پلاک 16، طبقه 1، کلینیک روان پویا

شماره تماس

کلیه حقوق وب سایت برای کلینیک دکتر حامد اکبری محفوظ است.

ورود | ثبت نام
Our site uses cookies. Learn more about our use of cookies: cookie policy